وبلاگ مهدی ارفعی

 
   
وبلاگ مهدی ارفعی
a r f a e i [@] a r y a d a d
مدیر، طراح و برنامه نویس در شرکت آریاداد هستم از سال 1378 تا امروز، حوزه کاری و مطالعاتی من در بخش، فناوری اطلاعات خلاصه می شود. به نظر من وبلاگ یک محیط خودمانی و در واقع دفترچه نوشته های روزانه شخصی است بنابراین اظهارات بنده نه موضع سازمانی و نه خط مشی برای کسی می باشد.
 
HyperLink
    
 
بیشترین سوالاتی که از مهندسین کامپیوتر پرسیده می شود 1389/9/2
- این کامپیوتر ما ویروسی شده، چیکارش کنیم؟-
- الان یه کامپیوتر توپ تو بازار چنده؟
 - این پسر من همش پای بازی کامپیوتره، مشکلی پیش نمیاد؟
- فیل.....تر شکن تازه چی اومده؟ ;-)
- چطوری میشه پسورد یکی رو فهمید؟ (يارو به عشقش شك داره!!!!)
- چطور میشه فهمید دخترم تو اینترنت چیکار می کنه؟
- این عکسای ما همش یهو پاک شده، بدبخت شدیم چیکار کنیم؟
- کامپیوتر من بالا نمیاد، چیکارش کنم؟
 کی میای پیش ما یه حالی به این کامپیوترمون بدی؟ سي دي هاي جديدتم بيار!!!!!
- الان ویندوز چی خوبه؟!!!
- چطوری میتونم سریع تایپ یاد بگیرم؟
- يه لپ تاپ دست دوي مناسب توي دوستات كسي نميفروشه؟؟؟
 - به نظر تو رم بیشتر تو سرعت بازی تأثیر داره یا سی پی یو یا کارت گرافیک؟
- بخوام کامپیوترم رو ارتقاء بدم چقد پام در میاد؟
- الان بیل گیتس پولدارتره یا استیو جابز؟
- به نظر تو ممكنه قيمت كول ديسك از اينم پايين تر بياد؟؟؟؟
- بخوام با کامپیوتر پول در بیارم چیکار کنم؟
- کلاس چی برم؟
- ميگن نوكيا فلان مدل خوب آنتن نميده....اما من شكلشو خيلي دوس دارم....حالا به نظرت چيكار كنم؟؟
- واسه این کامپیوتر ما مشتری سراغ نداری؟
- با اين كامپيوترت يه كدي بزن همه كانال هاي ماهواره  ما باز شه!!!!
- چرا من تو وصل کردن دوربین دیجیتالم به کامپیوترم مشکل دارم؟
- بلوتوث جديد چي داري؟ بفرست بياد!!!!!!!!!!!١
- اینترنت چنده؟!؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!
.....

تبلیغ اولین نسخه سیستم عامل ویندوز توسط مدیرعامل مایکروسافت 1389/8/30

 

در این ویدیو استیو بالمر مدیر عامل فعلی مایکروسافت ‪و نفر شماره ۲۹ در لیست ثروتمندترین افراد دنیا را می بینید که برای تبلیغ ویندوز 1.0 خودش را می کشد


سرویس ایمیل فیس بوک 1389/8/23

جهت قرار گرفتن در لیست انتظار دریافت دعوتنامه سرویس ایمیل به آدرس http://www.facebook.com/about/messages مراجعه و بر روی دکمه سبز پایین صفحه کلیک کنید و منتظر باشید تا به زودی و در اولین فرصت  از شما دعوت شود که ایمیل فیس بوک را تجربه کنید .


پاییز 1389/8/22


[متن سخنرانی استیو جابز در دانشگاه استنفورد [سال 2005 1389/8/21

 

من امروز خيلي خوشحالم كه در مراسم فارغ التحصيلي شما كه در يكي از بهترين دانشگاه هاي دنيا درس مي خوانيد هستم. من هيچ وقت از دانشگاه فارغ التحصيل نشده ام. امروز مي خواهم داستان زندگي ام را برايتان بگويم. خيلي طولاني نيست و سه تا داستان است .

اولين داستان مربوط به ارتباط اتفاقات به ظاهر بي ربط زندگي هست. من بعد از شش ماه از شروع دانشگاه در كالج ريد ترك تحصيل كردم ولي تا حدود يك سال و نيم بعد از ترك تحصيل تو دانشگاه مي آمدم و مي رفتم و خب حالا مي خواهم براي شما بگويم كه من چرا ترك تحصيل كردم. زندگي و مبارزه ي من قبل از تولدم شروع شد. مادر بيولوژيكي من يك دانشجوي مجرد بود كه تصميم گرفته بود مرا در ليست پرورشگاه قرار بدهد كه يك خانواده مرا به سرپرستي قبول كند . او شديداً اعتقاد داشت كه مرا يك خانواده با تحصيلات دانشگاهي بايد به فرزندي قبول كند و همه چيز را براي اين كار آماده كرده بود.يك وكيل و زنش قبول كرده بودند كه مرا بعد از تولدم ازمادرم تحويل بگيرند و همه چيز آماده بود تا اينكه بعد از تولد من اين خانواده گفتند كه پسر نمي خواهند و دوست دارند كه دختر داشته باشند. اين جوري شد كه پدر و مادر فعلي من نصف شب يك تلفن دريافت كردند كه آيا حاضرند مرا به فرزندي قبول كنند يا نه و آنان گفتند كه حتماً. مادر بيولوژيكي من بعداً فهميد كه مادرمن هيچ وقت از دانشگاه فارغ التحصيل نشده و پدر من هيچ وقت دبيرستان را تمام نكرده است . مادر اصلي من حاضر نشد كه مدارك مربوط به فرزند خواندگي مرا امضا كند تا اينكه آن ها قول دادند كه مرا وقتي كه بزرگ شدم حتماً به دانشگاه بفرستند. اين جوري شد كه هفده سال بعدش من وارد كالج شدم و به خاطر اين كه در آن موقع اطلاعاتم كم بود دانشگاهي را انتخاب كردم كه شهريه ي آن تقريباً معادل دانشگاه استنفورد بود و پس انداز عمر پدر و  مادرم را به سرعت براي شهريه ي دانشگاه خرج مي كردم بعد از شش ماه متوجه شدم كه دانشگاه فايده ي چنداني برايم ندارد. هيچ ايده اي كه مي خواهم با زندگي چه كار كنم و دانشگاه چه جوري مي خواهد به من كمك كند نداشتم و به جاي اين كه پس انداز عمر پدر ومادرم را خرج كنم ترك تحصيل كردم ولي ايمان داشتم كه همه چيز درست مي شود. اولش يك كمي وحشت داشتم ولي الآن كه نگاه مي كنم مي بينم كه يكي از بهترين تصميم هاي زندگي من بوده است . لحظه اي كه من ترك تحصيل كردم به جاي اين كه كلاس هايي را بروم كه به آن ها علاقه اي نداشتم شروع به كارهايي كردم كه واقعاً دوستشان داشتم. زندگي در آن دوره خيلي براي من آسان نبود. من اتاقي نداشتم و كف اتاق يكي از دوستانم مي خوابيدم. قوطي هاي خالي پپسي را به خاطر پنج سنت پس مي دادم كه با آن ها غذا بخرم .بعضي وقت ها هفت مايل پياده روي مي كردم كه يك غذاي مجاني توي كليسا بخورم. غذا هايشان را دوست داشتم. من به خاطر حس كنجكاوي و ابهام دروني ام تو راهي افتادم كه تبديل به يك تجربه ي گران بها شد. كالج ريد آن موقع يكي از بهترين تعليم هاي خطاطي را تو كشورمي داد. تمام پوستر هاي دانشگاه با خط بسيار زيبا خطاطي مي شد و چون از برنامه ي عادي من ترك تحصيل كرده بودم، كلاس هاي خطاطي را برداشتم. سبك آن ها خيلي جالب، زيبا، هنري و تاريخي بود و من خيلي از آن لذت مي بردم. اميدي نداشتم كه كلاس هاي خطاطي نقشي در زندگي حرفه اي آينده ي من داشته باشد ولي ده سال بعد از آن كلاس ها موقعي كه ما داشتيم اولين  كامپيوتر مكينتاش را طراحي مي كرديم تمام مهارت هاي خطاطي من دوباره تو ذهن من برگشت و من آن ها را در طراحي گرافيكي مكينتاش استفاده كردم. مك اولين كامپيوتر با فونت هاي كامپيوتري هنري و قشنگ بود . اگر من آن كلاس هاي خطاطي را آن موقع برنداشته بودم مك هيچ وقت فونت هاي هنري الآن را نداشت .هم چنين چون كه ويندوز طراحي مك را كپي كرد، احتمالاً هيچ كامپيوتري اين فونت را نداشت. خب مي بينيد آدم وقتي آينده را نگاه مي كند شايد تأثير اتفاقات مشخص نباشد ولي وقتي گذشته را نگاه مي كند متوجه ارتباط اين اتفاق ها مي شود. اين يادتان نرود شما بايد به يك چيز ايمان داشته باشيد، به شجاعتتان، به سرنوشتتان، زندگي تان يا هر چيز ديگري. اين چيزي است كه هيچ وقت مرا نا اميد نكرده است و خيلي تغييرات در زندگي من ايجاد كرده است .

داستان دوم من در مورد دوست داشتن و شكست است. من خرسند شدم كه چيزهايي را كه دوستشان داشتم خيلي زود پيدا كردم. من و همكارم هواز شركت اپل را درگاراژ خانه ي پدر و مادرم وقتي كه من فقط بيست سال داشتم شروع كرديم ما خيلي سخت كار كرديم و در مدت ده سال اپل تبديل شد به يك شركت دو بيليون دلاري كه حدود چهارهزار نفر كارمند داشت. ما جالب ترين مخلوق خودمان را به بازار عرضه كرده بوديم؛ مكينتاش. يك سال بعد از درآمدن مكينتاش وقتي كه من فقط سي ساله بودم هيأت مديره ي اپل مرا از شركت اخراج كرد. چه جوري يك نفر مي تواند از شركتي كه خودش تأسيس مي كند اخراج شود، خيلي ساده. شركت رشد كرده بود و ما يك نفري را كه فكر مي كرديم توانايي خوبي براي اداره ي شركت داشته باشد استخدام كرده بوديم. همه چيز خيلي خوب پيش مي رفت تا اين كه بعد از يكي دو سال در مورد استراتژي آينده ي شركت من با او اختلاف پيدا كردم و هيأت مديره از او حمايت كرد و من رسماً اخراج شدم. احساس مي كردم كه كل دستاورد زندگي ام را از دست داده ام. حدود چند ماهي نمي دانستم كه چه كار بايد بكنم . من رسماً شكست خورده بودم و ديگر جايم در سيليكان ولي نبود ولي يك احساسي در وجودم شروع به رشد كرد . احساسي كه من خيلي دوستش داشتم و اتفاقات اپل خيلي تغييرش نداده بودند. احساس شروع كردن از نو. شايد من آن موقع متوجه نشدم اخراج از اپل يكي از بهترين اتفاقات زندگي من بود. سنگيني موفقيت با سبكي يك شروع تازه جايگزين شده بود و من كاملاً آزاد بودم. آن دوره از زندگي من پر از خلاقيت بود. در طول پنج سال بعد يك شركت به اسم نكست تأسيس كردم و يك شركت ديگر به اسم پيكسار و با يك زن خارق العاده آشنا شدم كه بعداً با او ازدواج كردم. پيكسار اولين ابزار انيميشن كامپيوتر دنيا را به اسم توي استوري به وجود آورد كه الآن موفقترين استوديوي توليد انيميشن در دنيا ست. دريك سير خارق العاده ي اتفاقات، شركت اپل نكست را خريد و اين باعث شد من دوباره به اپل برگردم و تكنولوژي ابداع شده در نكست انقلابي در اپل ايجاد كرد .من با زنم لورن زندگي  بسيار خوبي را شروع كرديم. اگر من از اپل اخراج نمي شدم شايد هيچ كدام از اين اتفاقات نمي افتاد. اين اتفاق مثل داروي تلخي بود كه به يك مريض مي دهند ولي مريض واقعاً به آن احتياج دارد. بعضي وقت ها زندگي مثل سنگ توي سر شما مي كوبد ولي شما ايمانتان را از دست ندهيد. من مطمئن هستم تنها چيزي كه باعث شد من در زندگي ام هميشه در حركت باشم اين بود كه من كاري را انجام مي دادم كه واقعاً دوستش داشتم .

داستان سوم من در مورد مرگ است . من هفده سالم بود يك جايي خواندم كه اگر هر روز جوري زندگي كنيد كه انگار آن روز آخرين روز زندگي تان باشد شايد يك روز اين نظر به حقيقت تبديل بشود. اين جمله روي من تأثير گذاشت و از آن موقع به مدت سي و سه سال هر روز وقتي كه من توي آينه نگاه مي كنم از خودم مي پرسم اگر امروز آخرين روز زندگي من باشد آيا باز هم كارهايي را كه امروز بايد انجام بدهم، انجام مي دهم يا نه. هر موقع جواب اين سؤال نه باشد من مي فهمم تو زندگي ام به يك سري تغييرات احتياج دارم. به خاطر داشتن اين كه بالآخره يك روزي من خواهم مرد براي من به يك ابزار مهم تبديل شده بود كه كمك كرد خيلي از تصميم هاي زندگي ام را بگيرم چون كه تمام توقعات بزرگ از زندگي، تمام غرور، تمام شرمندگي از شكست، در مقابل مرگ رنگي ندارند. حدود يك سال قبل دكترها تشخيص دادند كه من سرطان دارم .ساعت هفت و سي دقيقه ي صبح بود كه مرا معاينه كردند و يك تومور توي لوزالمعده ي من تشخيص دادند. من حتي نمي دانستم كه لوزالمعده چي هست و كجاي آدم قرار دارد ولي دكترها گفتند اين نوع سرطان غيرقابل درمان است و من بيشتر از سه ماه زنده نمي مانم . دكتر به من توصيه كرد به خانه بروم و اوضاع را رو به راه كنم. منظورش اين بود كه براي مردن آماده باشم و مثلاً چيزهايي كه در مورد ده سال بعد قرار بود به بچه هايم بگويم در مدت سه ماه به آن ها يادآوري بكنم. اين به اين معني بود كه براي خداحافظي حاضر باشم. من با آن تشخيص تمام روز دست و پنجه نرم كردم و سر شب روي من آزمايش اپتيك انجام دادند .آن ها يك آندوسكوپ را توي حلقم فرو كردند كه از معده ام مي گذشت و وارد لوزالمعده ام مي شد. همسرم گفت كه وقتي دكتر نمونه را زير ميكروسكوپ گذاشت بي اختيار شروع به گريه كردن كرد چون كه او گفت كه آن يكي از كمياب ترين نمونه هاي سرطان لوزالمعده است و قابل درمان است. مرگ يك واقعيت مفيد و هوشمند زندگي است. هيچ كس دوست ندارد كه بميرد حتي آن هايي كه مي خواهند بميرند و به بهشت وارد شوند. ولي با اين وجود مرگ واقعيت مشترك در زندگي همه ي ما ست. شايد مرگ بهترين اختراع زندگي باشد چون مأمور ايجاد تغيير و تحول است. مرگ كهنه ها را از ميان بر مي دارد و راه را براي تازه ها باز مي كند. يادتان باشد كه زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگي كردن تو زندگي بقيه هدر ندهيد. هيچ وقت توي دام غم و غصه نيافتيد و هيچ وقت نگذاريد كه هياهوي بقيه صداي دروني شما را خاموش كند و از همه مهمتر اين كه شجاعت اين را داشته باشيد كه از احساس قلبي تان و ايمانتان پيروي كنيد. موقعي كه من سن شما بودم يك مجله ي خيلي خواندني به نام كاتالوگ كامل زمين منتشر مي شد كه يكي از پرطرفدارترين مجله هاي نسل ما بود اين مجله مال دهه ي شصت بود كه موقعي كه هيچ خبري از كامپيوترهاي ارزان قيمت نبود تمام اين مجله با دستگاه تايپ و قيچي و دوربين پولورايد درست مي شد. شايد يك چيزي شبيه گوگل الآن ولي سي و پنج سال قبل از اين كه گوگل وجود داشته باشد. در وسط دهه ي هفتاد آن ها آخرين شماره از كاتالوگ كامل زمين را منتشر كردند. آن موقع من سن الآن شما بودم و روي جلد آخرين شماره ي شان يك عكس از صبح زود يك منطقه ي روستايي كوهستاني بود . از آن نوعي كه شما ممكن است براي پياده روي كوهستاني خيلي دوست داشته باشيد. زير آن عكس نوشته بود

Stay hungry stay foolish

اين پيغام خداحافظي آن ها بود وقتي كه آخرين شماره را منتشر مي كردند

اين آرزويي هست كه من هميشه در مورد خودم داشتم و الآن وقت فارغ التحصيلي شما آرزويي هست كه براي شما مي كنم.

 


هرگز جا نزنید 1389/8/20


  • در 30 سالگي کارش را از دست داد.
  • در 32 سالگي در يک دادگاه حقوق شکست خورد.
  • در 34 سالگي مجددا ور شکست شد.
  • در 35 سالگي که رسيد,عشق دوران کودکي اش را از دست داد.
  • در 36 سالگي دچار اختلال اعصاب شد.
  • در 38 سالگي در انتخابات شکست خورد.
  • در 48,46,44 سالگي باز در انتخابات کنگره شکست خورد.
  • به 55 سالگي که رسيد هنوز نتوانست سناتور ايالت شود.
  • در 58 سالگي مجددا سناتور نشد.
  • در 60 سالگي به رياست جمهوري آمریکا برگزيده شد

    نام او آبراهام لينکلن بود
    جا نزد
    هرگز جا نزنيد
    بازندگان آنهايي هستند که جا زدند

کیت توسعه برنامه نویسی آیفون برای ویندوز 1389/3/1

کاربران ویندوز می توانند توسط این نرم افزار برای IPHONE در محیط ویندوز برنامه تولید کنند.

برای کسب اطلاعات بیشتر به آدرس ذیل مراجعه کنید.

http://www.dragonfiresdk.com/index.htm


خروجی PDF و XPS در آفیس 1389/2/19

برای اینکه بتونید فایل های آفیس رو به PDF و XPS تبدیل کنید از این پلاگین مایکروسافت استفاده نمایید.

دانلود

پس از دانلود و نصب گزینه مورد نظر به منوی save as نرم افزارهای آفیس اضافه می شود.


یادگیری زبان انگلیسی با englishcentral.com 1389/2/15

اگر دنبال روشی راحت و خوب برای یادگیری زبان می گردید و از کارهای تکراری برای یادگیری زبان خسته شده اید یک سر به این سایت بزنید.

ویژگی ها:

- بی نهایت کلیپ صوتی و تصویری با کیفیت بالا

- نگه داشتن فیلم پس از هر جمله بصورت اتوماتیک

- پخش آهسته تر جملات

- تلفظ جملات توسط کاربر

- اختصاص امتیاز به تلفظ های کاربران

- برگزاری امتحان بر روی کلیپ ها

 

سرویس فینگلیش به فارسی گوگل - Google Transliteration 1389/2/12

سرویس دیگری از گوگل برای کاربران فارسی زبان:

توسط این سرویس شما می توانید فینگلیش بنویسید و با زدن space همان لحظه معادل فارسی آن کلمه را ببینید.

http://www.google.com/transliterate/persian

این سرویس در حال حاضر در Gmail هم موجود می باشد که می توانید آن را فعال نمایید:

 

ابتدا وارد ایمیلتان شده، سپس settings بعد در تب General تیک گزینه Enable Transliteration را بزنید. اگر این گزینه را نمی بینید ابتدا بر روی لینک Show all language options کلیک کنید. زبان مورد نظر را انتخاب و تنظیمات را ذخیره نمایید.

 حال گزینه ای در هنگام ارسال ایمیل جدید در تولبار اضافه شده که این امکان را برای سرویس ایمیل شما فراهم می کند.

 


تهیه نامه رسمی انگلیسی 1389/2/10

اگه می خواهید یک نامه رسمی خارجی برای کسی بفرستید این سایت می تونه کمکتون کنه:

http://www.readwritethink.org/files/resources/interactives/letter_generator/

 


گوگل مسلمان شد 1389/2/7

ظاهرا گوگل مسلمان شده!!

 

به کلمه "بسم الله الرحمن الرحیم" در بالای صفحه وبلاگ گوگل توجه کنید.

 

 

 

پی نوشت: ظاهرا سایت بلاگر فیلتر شده و باعث شده که این شکلی بشه وبلاگ گوگل !!!


بازیگر 1389/2/6

مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند : چرا دیر می آیی؟ جواب می داد: یک ساعت بیشتر می خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی گیرم!
یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید . . .

مرد هر وقت مطلب آماده برای تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ می زد تا شاگرد ها آن روز برای کلاس نیایند و وقتشان تلف نشود!
یک روز از پچ پچ های همکارانش فهمید ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار نشود . . . 

مرد هر زمان نمی توانست کار مشتری را با دقت و کیفیت، در زمانی که آنها می خواهند تحویل دهد، سفارش را قبول نمی کرد و عذرخواهی می کرد!
یک روز فهمید مشتریانش بسیار کمتر شده اند . . .

مرد نشسته بود. دستی به موهای بلند و کم پشتش می کشید، به فکر فرو رفت . . .
باید کاری می کرد . باید خودش را اصلاح می کرد !
ناگهان فکری به ذهنش رسید. او می توانست بازیگر باشد.


از فردا صبح، مرد هر روز به موقع سرکارش حاضر می شد، کلاسهایش را مرتب تشکیل می داد و همه سفارشات مشتریانش را قبول می کرد!

  • او هر روز دو ساعت سر کار چرت می زد!
  • وقتی برای تدریس آماده نبود در کلاس راه می رفت، دستهایش را به هم می مالید و با اعتماد به نفس بالا می گفت: خوب بچه ها درس جلسه ی قبل را مرور می کنیم!
  • سفارش های مشتریانش را قبول می کرد اما زمان تحویل بهانه های مختلفی می آورد تا کار را دیرتر تحویل دهد!
  • تا حالا چند بار مادرش مرده بود، دو سه بار پدرش را به خاک سپرده بود و ده ها بار به خواستگاری رفته بود!
     

حالا رئیس او خوشحال است که او را آدم کرده ، مدیر آموزشگاه راضی است که استاد، کلاسش منظم شده و مشتریانش مثل روزهای اول زیاد شده اند!!!
 

اما او دیگر  با خودش صادق نیست. او الان یک بازیگر است. همانند بقيه مردم!!!
 

شما چطور، آیا شما هم بازیگرید؟


می نویسم، پس هستم 1388/12/9

در مسیر پرپیچ و خم زندگی، غوطه ور در لایه های پنهان ذهن خود به دنبال مکانی امن برای بر زمین گذاشتن کوله بار سنگین تجربه های خود هستیم. دستاوردهای زشت و زیبا، سخت و وهمگین، ماندنی و دوست داشتنی از برای هر انسان معمولی.
نشانه های بودن را در دنیای خاموش مجازی با رساترین اصوات با هم سهیم می شویم، از خود میگوئیم ، ازترسها، امیدها، رویاها و ناگفتنیها و از هم می آموزیم و به هم می آموزانیم، افکارمان را رنگ میزنیم و در تلاقی آنها میبالیم و هویت خود را جاویدان می سازیم.
در این رهرو به یاری شما خردگرایان شتافته و محصول خود را به شما معرفی می نمائیم. Aryadad Blog، نرم افزاری هوشمند برای ایجاد محیطی امن جهت ثبت اندیشه ها، باورها، آموزه ها و معرفی خود به سایرین. در این میدان ارتباطاتمان با یکدیگر را رنگ و رو می بخشیم، دانسته هایمان را به یکدیگر یاد می دهیم ، توانایی هایمان را با شیوه ای آسان تقویت می کنیم، فرهنگ و دانش ایرانی را ترویج می نمائیم و با داشتن فضای شخصی در جهانی بزرگتر، ماندگار و ابدی می شویم  و چه آسان هم اندیشانی نه چندان اندک را با خود همراه می سازیم.

محصول مورد نظر به عنوان اولین نمونه نرم افراز مدیریت وبلاگ دارای ویژگیهای معتبر زیر است که به سادگی آن را از سایر نمونه های خارجی متفاوت می سازد.


امکانات نرم افزار:

- مدیریت یادداشت ها  (ایجاد، ویرایش و حذف یادداشت ها)
- سیستم نظرخواهی 
- لینک های روزانه
- لینک های مفید
- تنظیمات (متن عنوان و کپی رایت )
- پروفایل شخصی
- تغییر کلمه عبور
- آرشیو
- ...
Aryadad Blog
 
Aryadad Blog حافظ اندیشه های شماست
 
نرم افزار فوق توسط انجمن نرم افزارهای رایگان شرکت آریاداد با بکارگیری جدیدترین تکنولوژی روز دنیا (ATLAS, AJAX, ASP.NET 2) و بانک اطلاعاتی (Access, SQL Server) طراحی شده است.
 

 
  © 2010 All right reserved by  ARYADAD Corporation.