وبلاگ آنا افشارپاد

 
   
وبلاگ آنا افشارپاد
-
sales[(at)]aryadad[(dot)]com
 
HyperLink
    
 
سیستم مدیریت بازاریابی و فروش آریاداد 1389/2/28

امکان درج و بازیابی کلیه اطلاعات و فعالیت های انجام شده در واحد بازاریابی و فروش به ساده ترین شکل
امکان ارائه گزارشات الکترونیکی بصورت مداوم به جای گزارشات کاغذی و دوره ای در واحد بازاریابی و فروش
- مدیرفروش به جای جمع آوری برگه‌های كاری از مسئولین فروش و جدول بندی نتایج، می‌تواند نتایج را به طور اتوماتیك در جداول یا چارتها ارائه دهد. و بدین ترتیب در زمان صرفه جویی می‌شود.
- گزارشات كاری، درخواست اطلاعات، سفارشات ثبت شده، فاکتورها و پیش فاکتورها، قراردادها و سایر اطلاعات فروش سریع‌تر ثبت و بازیابی می شوند و بدین ترتیب مدیر فروش كنترل بهتری بر فرایند فروش خواهد داشت.
- مدیر فروش می‌تواند سیستم را به گونه‌ای پيكربندی كند تا اطلاعات با كمك تكنیك‌های آماری پيچيده به طورخودكار مورد تجزیه و تحلیل قرار گيرند و نتایج را به گونه‌ای كاربر پسند ارائه دهد.
-امکان بازاریابی گروهی از طریق فکس، ایمیل و پیام کوتاه
امکان گروه بندی مشتریان در شاخه های مختلف و ارائه نظرات کارشناسی 

این اطلاعات در موارد زیر كاربرد خواهند داشت:

- فراهم آوردن داده‌های تحقیقات بازار، پذیرش محصول، مشكلات محصول و تشخیص تمایلات مشتری
- فراهم آوردن داده‌ها تحقيقات بازار در زمینه: پویایی صنعت، رقبای جدید، محصولات جدید رقبا، فعالیت‌های تبلیغاتی جدید رقبا
- هماهنگی با سایر بخش‌های شركت به ويژه بازاریابی، تولید و امور مالی
- شناسایی مشتریان سودآور و مشكلات مشتریان
- ردیابی بهره وری نیروی فروش
- شناسایی ساختار اقتصادی صنعت
- شناسایی بازارهدف
- شناسایی بهترین مشتریان
- شناسایی رقباومحصولاتشان
- توسعه محصولات جدید
- بنیان نهادن مكانیسم‌های اسكن محیط برای شناسایی فرصت‌ها و تهدیدها
- شناسایی نقاط قوت و ضعف شركت
- توسعه استراتژی‌های بازاریابی برای هر یك از محصولات با كمك آمیخته بازاریابی (قیمت، محصول، مكان توزیع، و تبلیغ)
- ایجادمزیت رقابتی پایدار

 

سیستم مدیریت فروش آریاداد، امنیت داده ها و سهولت کار را در سیستم بازاریابی و فروش سازمانها  جاری می سازد.

 


چرخه حیات سازمان 1389/2/21

هر سازماني بايد ابتدا ادوار زيستي و دوره‌هاي حياتي خويش را بشناسد تا در موقعيت مقتضي اقدام به حل مشکلاتش كند. بديهي است که شناختن زمان و برهه زيستي سازمان، در حل مشکلات حادث شده در آن بسيار حائز اهميت است


1-ايجاد
اين دوره، شامل مراحل قبل از تولد و تولد مي‌شود. ايجاد سازمان جديد مستلزم بروز ايده‌اي جديد يا ابتکاري نو و يا نيازي جديد است که براي رفع آن نياز به تشکيل سازمان جديد باشد. البته در حوزه فعاليت‌هاي اقتصادي عموماً ايده نو و مبتکرانه موجب تشکيل سازمان مي‌شود.


سه عنصر بيش از همه در ايجاد يک سازمان لازم و ضروري است:


1. ايده نو (آنچه که امروزه به ارزش و تعهد تعبير مي‌شود)
2. رهبر و پيشاهنگ
3. منبع قدرت (که هنگام ايجاد سازمان، قدرت نيروهاي انساني يا منابع مالي هستند)
البته برخي اوقات انگيزه اوليه تشکيل سازمان، ترکيبي از عناصر فوق و حتي تلفيق چند عامل ديگر خواهد بود. آنچه در اين مرحله بسيار حائز اهميت است، ديدگاه غيرمنفعت‌طلبانه بنيان‌گذاران سازمان است که با عناصر تعهد ترکيب شده و اساس سازمان را بنا مي‌نهد شايد اين وضعيت را بتوان در دغدغه‌مندي بنيان‌گذاران تعريف کردکه اين روحيه مي‌تواند‌ درگذر زمان وموفقيت سازمان، در مراحل بعدبه انگيزه‌هاي ديگر وحتي منفعت‌طلبانه تبديل شود.


دام‌هايي که در اين دوره سازمان را تهديد مي‌کنند، به4 گروه زير تقسيم مي‌شوند:


1. محو شدن تعهدات بنيان‌گذاران
2. مورد ارزيابي قرارنگرفتن مشکلات آينده و اينکه سازمان به چه ميزاني از توان حل مشکلات برخوردار است
3. رهبري آسيب‌پذير و تحت سلطه اغيار
4. غيرواقع‌بينانه عمل کردن بنيان‌گذاران
در صورت بروز مشکلات فوق و عدم دسترسي به راه حلي مناسب، سازمان در بدو تولد خود سريعاً از بين مي‌رود.

2. دوره طفوليت


سازمان پس از ايجاد، وارد دوره طفوليت مي‌شود. مشخصه‌هاي اين دوره عبارتند از: فضاي بسيار صميمي، سلسله مراتب محدود و نه چندان مورد توجه، فقدان سيستمي براي ارزيابي افراد، عدم تقسيم مسئوليت‌ها براساس توانايي‌ها و وجود افراط و تفريط فراوان در سطح سازمان.


در دوره طفوليت، سازمان به دو زير ساخت اساسي نياز دارد:


1. زيرساخت‌هاي اقتصادي که نيازهاي معيشتي سازمان و کارکنان سازمان را تامين مي‌کنند.
2. زيرساخت‌هاي انساني که در تعهد بنيان‌گذاران خلاصه مي‌شود. حضور مستمر و دائمي بنيان‌گذاران در عرصه‌هاي سازماني، اين نياز را سامان مي‌بخشد.
در اين دوره، مسائلي پيش مي‌آيند که در صورت لاينحل ماندن، موجب اضمحلال سازمان مي‌شوند. اين مسائل تحت عنوان عوامل مرگ در طفوليت، شناخته مي‌شوند:
1. بنيان‌گذاران احساس خستگي کنند و يا با آنچه که آفريده‌اند (سازمان جديد) احساس بيگانگي کنند.
2. کمبودهاي شديد مالي، مانع ايجاد زيرساخت‌هاي اقتصادي شود. اين دوره از لحاظ اقتصادي، يکي از سخت‌ترين مراحل رشد سازماني است که در صورت عبور موفقيت‌آميز از آن، نگراني اقتصادي در دوره‌هاي بعدي عمر سازمان مطرح نخواهدبود.

3. رشد سريع


اين مرحله، زماني است که سازمان برمشکلات مالي خودفائق‌آمده و موفق به ايجاد زيرساخت‌هاي قابل اعتمادي در بخش اقتصاد شده است.


اين دوره از عمر سازمان، آفاتي دارد که عبارتند از:


الف- پس از اين موفقيت‌ها ممکن است سازمان دچار تجمل‌گرايي شود.
ب- بنيان‌گذاران فکر کنند که رسالت‌شان به پايان رسيده، لذا به کارهاي حاشيه‌اي بپردازند، از متن سازمان غافل شوند و يا احياناً از جريان‌هاي سازمان کنار بکشند و بدون هيچ دخالتي در امور سازمان، به نظاره ثمره آن بنشينند.
آنچه در اين مرحله ممکن است باعث مرگ سازمان شود، ريشه در وابستگي زياد سازمان به بنيان‌گذاران خود دارد. البته اين وابستگي شديد، امري طبيعي است، اما در صورت خروج بنيان‌گذاران از متن سازمان ـ به هر نحوي چه فوت و چه انزوا ـ سازمان به انحطاط و مرگ سوق داده مي‌شود.

4.دوره بلوغ


مهمترين مرحله در چرخه زندگاني سازمان، دوره بلوغ است. اين دوره، همانند تولدي دوباره براي سازمان بوده و بسيار سخت‌تر و صعب‌تر از دوره ايجاد است.

 

اين دوره به 2 دليل ذيل، بسيار حادثه‌ساز است:


1. تفويض اختيار از بنيان‌گذاران و زعماي قبلي سازمان به افراد جديد
2. تغيير اهداف اوليه سازمان يا اصلاح آنها


لغزش در هر يک از اين دو موضوع، باعث تغيير اساسي در روند رشد سازمان مي‌شود و بعضاً ممکن است سازماني آرمان‌گرا را به سازماني بي‌بندوبار تبديل کند. تمام دقت و ظرافت بنيان‌گذاران و رهبران سازمان، بايد معطوف به اين تغييرات شود تا روند روبه رشد سازمان به سويي ديگر سوق پيدا نکند.
از سوي ديگر در دوره بلوغ، در صورت عدم توافق بين باسابقه‌ها (آنهايي که تاکنون سازمان را به پيش برده‌اند و بسياري از آنها بنيان‌گذاران سازمان بوده‌اند) و تازه واردها (آنهايي که در دوره رشد سريع و دوره بلوغ وارد چرخه سازماني شده‌اند) جدايي صورت مي‌گيرد. اين خطرناک‌ترين اتفاق ممکن است که در سرنوشت يک سازمان رخ مي‌دهد. در صورت بروز اين حادثه ديگر راه نجاتي باقي نخواهد ماند و سازمان بلندترين گام را در راه مرگ و فناي خود برداشته است.
دام جدايي، به اين معناست که در صورت تسلط تمام‌عيار سابقه‌دارها بر سازمان، سازمان در دام پيري زودرس گرفتار مي‌شود و نيز در صورت تسلط تازه واردها بر سازمان، در دام تله خلاقيت گرفتار مي‌آيد. تله خلاقيت يعني زدن تيشه به ريشه و اصل سازمان به نام نوآوري و خلاقيت. اين امر، نهال در حال بلوغ را از بيخ برمي‌اندازد.
در هر دو حالت فوق، سازمان بزودي از بين خواهد رفت، اما آنچه موجب دوام و پايداري و ورود به مرحله بعدي مي‌شود، توافق و اتصال سابقه دارها با تازه واردهاست. آموزش، تربيت و انتقال ارزش‌ها و تجربيات از سوي بنيان‌گذاران به نسل تازه وارد موجب استحکام، تثبيت و پايداري سازمان مي‌شود. وفاق و همدلي اين دو نسل به ظاهر جدا از هم، ثمره تبيين و ترسيم چهره حقيقي سازمان توسط نسل اول و تحصيل و پذيرش و ارج نهادن نسل دوم است. سودمندترين راه براي رقيبان و دشمنان يک سازمان، نفوذ در اين دوره است. آنان که هوس انحطاط سازمان‌هاي سعادت پيشه را دارند، ازاين فاصله (فاصله بين نسل اول و دوم) سوءاستفاده کرده و با توهمات، تهمت‌ها و سوءظن‌ها به تخريب هر نسل از نظر ديگري مي‌پردازند.
کامل‌ترين راه در دفاع و رهايي از اين مهلکه، آگاهي و بصيرت است و دانستن اينکه هيچ کس دلسوزتر از پدران نسل دوم براي آنها نيست و از سوي ديگر، هيچ وارثي نيکوتر از فرزندان نسل اول نيست.

5. دوره تکامل


دوره تکامل، مرحله‌اي است متعادل در بهترين حالت ممکن براي يک سازمان؛ حالتي بين حداکثر کنترل‌پذيري و حداکثر انعطاف‌پذيري و درواقع، دوره شکوفايي و ثمردهي سازمان.


مشخصه‌هاي بارز سازمان تکامل يافته عبارتند از:


1. تفکر اخلاقي و ارزش‌هاي انساني نهادينه است
2. انطباق با تغييرات محيطي مثبت به آساني صورت مي‌گيرد
3. ايستادگي در برابر هجوم‌هاي ناهنجار با تمام ابعاد و توان ميسر مي‌شود
4. سازمان به گونه‌اي قابل پيش‌بيني توان خود را افزايش مي‌دهد
5. سازمان داراي ساختاري کاراست
6. مشکلات غيرقابل پيش‌بيني به حداقل ممکن مي‌رسند
7. تمام افراد سازمان از رضايت نسبي برخوردارند

6. دوره ثبات
 

از اين مرحله به بعد، دوره افول سازمان آغاز مي‌شود. در اين دوره، سازمان قدرتمند است، اما به‌تدريج انعطاف‌پذيري خود را از دست مي‌دهد و به آرامي در سراشيبي نزول قرار مي‌گيرد. گفتني است که نبايد تلقي شود تمامي سازمان‌ها لاجرم به اين دوره خواهند رسيد بلکه ممکن است با تمهيدات آگاهانه و تنظيم ميزان انعطاف‌پذيري سازمان، از ورود آن به اين چرخه حياتي جلوگيري کرد.
نکته مهم در اين مرحله اين است که پيري، باعث کاهش قابليت انعطاف‌پذيري مي‌شود. لذا نبايد اجازه داد که سازمان پا مرحله به پيري گذارد.

7. دوره اشرافيت


اين دوره، يکي از مراحل نزول سازمان به سمت انحطاط است. تجمل‌گرايي زياد و نوآوري کم، از مشخصه‌هاي بارز اين دوره است. مي‌توان تجمل‌گرايي را در لباس مديران، فضاي داخلي سازمان و وضع زندگي و توقعات کارکنان سازمان به سهولت ديد. سازمان زماني به اين مصيبت گرفتار مي‌شود که رهبران آن در پس موفقيت‌هاي چشم‌گير دوره تکامل، به خود مغرور شده و از رسالت اصلي خويش غافل شوند.
آفت تجمل‌گرايي و اشرافيت، روح تحرک، تکاپويي، خلاقيت و نوآوري را در انسان بيمار مي‌کند و ماحصل آن چيزي نيست جز ظواهر زيرا خوي راحت‌طلبي و اشرافيت فسادآور است و مانع پيشرفت و حيات سازمان مي‌شود. پرورش‌يافتگان اين دوره، حتي فاقد توان اداره کردن خود هستند تا چه رسد به اينکه آينده سازمان در دستان آنها باشد.

8. دوره بروکراسي


در اين دوره که از ديگر مراحل نزولي سازمان به سوي نابودي است، سوالات افراد سازمان تغيير مي‌کند، آنها بجاي اينکه بپرسند «چه بايد کرد؟» مي‌پرسند: «مقصر کيست؟» کشمکش و درگيري و مبارزه تن‌به‌تن زياد مي‌شود. چون سوءظن در سازمان بالا مي‌گيرد، تمام توجه افراد سازمان به ميدان‌هاي جنگ داخلي معطوف مي‌شود. براي انجام کاري موثر در سازمان بايد روش هاي پردردسر همراه با کاغذبازي زيادي طي شود و عموم فعاليت‌ها، بي‌نتيجه و بدون پشتو.انه کارشناسي است. مصلحت‌هاي سازماني جاي خود را به منفعت‌هاي فردي مي‌دهند و مديران به سياست‌بازي و گفتمان کتبي و غيرشفاف روي مي‌آورند.

9.دوره انتهايي: مرگ سازمان


پس از اين جنجال‌ها و مشاجرات، سرانجام سازمان با دست خود، گور خويش را مي‌کند و اگر سريعاً به فکر نجات خويش و شفاي زخم‌هايش نيفتد، در گورستان تاريخ دفن مي‌شود و جز نامي و شايد کمتر از آن، نصيب باقي‌ماندگان نخواهد شد.
گرچه تک‌تک کارکنان و ذينفعان سازمان با کوشش و آگاهي خود مي‌توانند در هر مرحله از مراحل رشد، از بروز آفت‌هاي انحطاط جلوگيري کرده و از ورود سازمان به دوره پيري اجتناب ورزند، اما نقش مديران و رهبران در سازمان، حياتي‌تر و اثرگذارتر است تاآنجا که مي‌توان ايشان را اول به دليل عدم فرهنگ‌سازي و دوم به دليل عدم اتخاذ تصميم‌هاي بموقع و نجات‌بخش، مورد بازخواست قرار داد.
 


هفت عادت مردمان موثر 1388/12/18

در هنگام رويارويي با مشكلات اساسي نمي توانيم از همان سطح تفكري كه آن مشكل را به وجود آورديم حلشان كنيم
عادت عبارت است از فصل مشترك دانش، مهارت و اشتياق. عادت ها قابل آموختن و ترك نمودن هستند
اساسي ترين عادت عامل بودن است، يعني مسئوليت خود را به عهده گرفتن، ملامت نكردن اوضاع و اشخاص


1. ذهنا از پايان شروع كنيد يعني هدف را بشناسيد
2. نخست امور نخست را قرار دهيد يعني ابتدا خود را بشناسيد و سپس به سراغ مديريت زمان برويد
3. مديريت زمان بر پايه دسته بندي امور انجام مي پذيرد

• امور مهم و ضروري

• امور مهم و غير ضروري

• امور بي اهميت و ضروري

• امور بي اهميت و غير ضروري

دسته 2 همان دسته بحراني مي باشد!
افزايش توليد و قابليت توليد يعني تفويض امور به نيروهاي آموزش ديده و ماهر سبب مي شود زمان بيشتري براي ديگر امور داشته باشد
4. برنده/ برنده بيانديشيد: به دنبال منافع دوسويه باشيد
     5 كليد طلايي:
     منش- كيفيت روابط- توافق ها-ن ظام ها- فرآيندها
5. اول گوش كنيد و سپس بخواهيد كه به شما گوش فرا دهند
6. انرژي گروهي ايجاد كنيد: يعني راه حل هاي جديد و بهتر گروهي ارائه كنيد
7. بازسازي خويشتن

 

برگرفته شده از کتاب هفت عادت مردمان موثر

نویسنده: استفان کاوی
 


ده جمله ای که هرگز نباید در یک تجارت تلفنی به کار برده شوند 1388/12/17

نحوه ی پاسخ گویی به تلفن همواره دارای اهمیت بوده است، با این حال برخی از شرکت ها هیچ تلاشی برای آموزش آداب پاسخ گویی تلفنی به کارمندان، از خود نشان نمی دهند .
در قرن بیست و یکم به سر می بریم. آیا می دانید که کارمندان شما چگونه پاسخ گوی تماس های تلفنی شرکت تان هستند؟ نحوه ی پاسخ گویی به تلفن همواره دارای اهمیت بوده است، با این حال برخی از شرکت ها هیچ تلاشی برای آموزش آداب پاسخ گویی تلفنی به کارمندان، از خود نشان نمی دهند. این بی توجهی ها در بیش تر مواقع نتیجه ای جز شکست در تجارت، آزار مشتریان و از دست دادن فرصت های تازه نخواهد داشت. در این نوشتار سعی شده است به مواردی که بیش ترین تاثیر نامطلوب را بر تجارت تلفنی می گذارند، اشاره شود. این موارد براساس تجربیات موسسه ی "دکتر تلفنی" واقع در بخش مرکزی شهر "سن لوییس" در طول دو دهه فعالیت این موسسه به دست آمده است.
پیش از پرداختن به این موارد یادآوری این نکته ضروری است که نزدیک به ۹۴ درصد مشتریان شیوه ی پاسخ گویی ماشینی (منشی تلفنی) را بسیار نامطلوب و حتا گاه نامحترمانه می خوانند. در زیر به ۱۰ مورد از پاسخ گویی های مخرب در تجارت تلفنی اشاره می شود؛ البته پاسخ گویی به شکل "نه! نه! گوشی را نگه دارید"، در دسته ی این گونه پاسخ گویی ها قرار می گیرد. به یاد داشته باشید که رعایت ادب در پاسخ گویی به تلفن، همانند رعایت دیگر موارد اخلاقی به طور چشم گیری افکار عمومی را نسبت به شما تغییر می دهد. آن گونه که شخصیت اخلاقی شما اجازه می دهد با دیگران رفتار کنید. بنابراین اگر خواهان حفظ و افزایش مشتریان خود هستید، به کارمندان تان گوشزد کنید، از موارد زیر در پاسخ گویی به مشتریان پرهیز کنند:


۱- سیاست ما این نیست؛

این بهانه که متاسفانه در بیش تر موقعیت ها شنیده می شود بیش تر برای رفع تکلیف در برابر شکایات و نیازمندی هاست؛ که نه تنها یک ضعف اخلاقی به شمار می آید، بلکه مسوول سیاست های یک مجموعه را نیز زیر سوال می برد. حال قضاوت کنید ناخرسندی مشتریان را در برابر سیاست یک موسسه چه گونه می توان توجیه کرد؟ اگر کارمندی نمی تواند پاسخ گوی نیاز مشتریان باشد یا این که به شکایتی رسیدگی کند باید ضمن مشورت با مافوق خود بهره گیری از نصایح و تجربیات او به بینشی مناسب دست یابد تا بتواند مشتری ناراضی خود خوشحال و راضی نگه دارد. در این صورت می توان در هر مرحله از تجارت آگاهی های لازم را در اختیار مشتری قرار داد.


۲- از حوزه ی اختیارات من خارج است و یا کار من نیست؛

همان گونه که می دانیم تک تک افراد مشغول به کار در یک موسسه، باید همیشه آماده ی پاسخ گویی به نیازهای مراجعان باشند یا دست کم اطلاعات اندکی درمورد نیازهای یک مشتری داشته باشند. برای این کار می توانید نخست شماره تماس مشتری را از وی دریافت کنید، سپس با مدیر مربوط در مورد موضوع مشورت کنید و پس از یافتن راه حل در زودترین هنگام با مشتری تماس بگیرید.


۳-ممکن است در زمان بهتری تماس بگیرید؟ الان به هیچ وجه وقت ندارم؛

این جمله می تواند به شدت در تجارت کاستی ایجاد کند. اما کارکنان بیش از آن که فکرش را بکنید از آن استفاده می کنند. این گفته همیشه مثل تلنگری به ذهن مشتری است تا از خود بپرسد: "مشغول به چه کاری بوده اند؟ یا "آیا من در زمان صرف غذا تماس گرفته ام؟" مطمئن شوید که هیچ یک از کارکنان شما چنین جمله ای یا حتا جملات مشابه آن را به کار نمی برند.


۴- کامپیوتر من از کار افتاده است یا سرورهای ما دچار مشکل شده اند.

در واقع این مشکل نه تنها مشکل مشتریان نیست بلکه دلیلی برای معلق کردن خدمات نیز به شمار نمی آید. تجارت چه با نظارت افراد آگاه چه بدون آن، راه خود را پیش می گیرد. اما به هر صورت اگر مشکلی با کامپیوتر خود دارید باید از مشتری خود عذرخواهی کنید و ناتوانی خود را از کمک به آن ها ابراز کنید، سپس شماره تماس مشتری را یادداشت کنید و به محض رفع شدن مشکل با او تماس بگیرید و به او کمک کنید.


۵- پیام من را دریافت نکردید؟

آن زمان که تلفن ها را خود اشخاص جواب می دادند و فناوری عرصه ی ارتباطات را قبضه نکرده بود، اشخاص همیشه به نحوی می توانستند ادعا کنند که پیامی به دست شان نرسیده است. اما امروزه با پشرفت فناوری و با وجود دستگاه هایی که این پیام ها را نمایش می دهند، این امر امکان پذیر نیست. همچنین نمی توان در آن هنگام که پیامی وجود ندارد تظاهر به پاسخ گویی به یک پیام کرد. اگر نمی توانید به پیامی به موقع و مودبانه پاسخ دهید، شایسته ترین کار عذرخواهی است. این روش بیش تر درمورد کسانی صادق است که عادت دارند در هنگامی که افراد به شبکه متصل نیستند مانند ساعت ۷ صبح و هنگام ناهار و ساعت ۱۰ شب؛ آن هنگام که احتمال حضور نداشتن فرد در شبکه زیاد است، پیام بفرستند. اما صحبت کردن از پیامی که هرگز ارسال نشده است، بسیار باورنکردنی است؛ چرا که دستگاه پیام نما همه ی پیام ها را به نمایش می گذارد.


۶- قبل از تماس با شما در انتظار به دست آوردن اطلاعات بیش تر بودم.

این جمله بهانه ای آشکار بیش نیست. همه می دانند که این هم شیوه ای برای گمراه کردن مشتری است. اگر قصد شما در واقع جمع آوری اطلاعات بیش تر باشد، حتما پیام الکترونیکی یا پیام صوتی فوری در این باره برای شخص ارسال خواهید کرد. این همان کاری است که هر کارمند باتجربه آن را نجام خواهد داد. با این بیانیه شما به گونه ای به مشتری خود توهین کرده و به او ناخواسته فهمانده اید که یا طرح و برنامه ی وی را در اولویت کاری قرار نداده اید و یا شما فردی شایسته برای انجام این کار نبوده اید. به هر حال اگر قصد پرهیز از پاسخ گویی به شخصی را دارید در این کار خلاقیت بیش تری به خرج دهید.


۷- سلام "پت" یا "سم" یا "مورگان" یا "تایلر" تشریف دارند؟

"کریس تسیر" (chris Tessier) مدیر روابط عمومی شرکت "پیتنی بوز" در استانفورد می گوید: "امروزه اسامی مشترک بین زن و مرد زیاد شده است. "سم" خلاصه ی اسم "سمانتا" است. اگر شما به اشتباه با شخصی تماس بگیرید که او نیز "سم" باشد، در مدت زمان کوتاهی متوجه می شود که تماس، به اشتباه برقرار شده است. پیش از برقراری این گونه تماس ها باید در صفحه ی وب شرکت ها فرد مورد نظر را جست و جو کنید و یا تحقیق کاملی درباره ی او داشته باشید. وظیفه ی خود را به خوبی انجام دهید تا بتوانید با اطمینان نام کامل افراد را به کار برید."


۸- لحظه ای صبر کنید تا صدای شما را بر روی بلندگوی تلفن بگذارم.

برای این کار هم چون کلید انتظار تلفن باید از مشتری اجازه بگیرید. بسیاری از متخصصان گمان می کنند که اگر مشتری به آن ها اجازه ی این کار را بدهد دیگر هیچ مشکلی وجود ندارد اما من، به شخصه، با این گونه مکالمات تلفنی مخالفم و آن ها را زشت و ناپسند می دانم. چون با استفاده از بلندگو به هر حال به خوبی نمی توان صدای مشتری را شنید و یا حتا تشخیص داد که چه کسی در حال صحبت است. به علاوه هیچ گاه متوجه نمی شوید که آیا کسی در حال استراق سمع مکالمه ی شما هست یا نه؟


۹-مطمئنم که او با شما تماس خواهد گرفت.

هرگز از طرف دیگران قول ندهید به عقیده ی من این کار بدین تنها برای اثبات وفاداری و خوش خدمتی انجام می شود. شما فقط باید در مورد رساندن پیام به شخص مورد نظر وفادار باشید نه این که درباره ی تماس او با مشتری قولی دهید. قول دادن در مورد توجه دیگران به پیام مشتری به شما هیچ ارتباطی ندارد. چرا که اگر شخص با مشتری تماس حاصل نکند، شما مشتری را به گونه ای از خدمات خود نا امید کرده اید. چه بسا که موجبات رنجش او را فراهم کنید.


۱۰-همین الان از مراسم به خاک سپاری مادرم بازمی گردم.

من هرگز فکر نمی کردم که بیان اتفاقات غم انگیز به دیگران ضرورت داشته باشد. اما این مورد را خود تجربه کرده ام. روزی با یک فروشگاه اینترنتی برای خرید تماس گرفتم، اما آن ها تا ۳ هفته ی بعد جنس مورد نیاز را به من عرضه نکردند. پس از تماسی دوباره با مالک فروشگاه، اولین جمله ای که به زبان از وی شنیدم این بود: "درگیر مراسم به خاک سپاری مدیر فروشگاه بودیم" و چند لحظه بعد ادامه داد "اکنون از مراسم به خاک سپاری مادرم برمی گردم" برداشت من از این موضوع این بود که او تمام هم دردی های مرا پذیرفت اما دیگر فراموش کرد که من یک مشتری هستم. به خاطر داشته باشید که هیچ گاه مسایل شخصی را وارد مکالمات تجاری نکنید مگر این که مدتی مدید از زمان دوستی شما با یک مشتری گذشته باشد.
 


می نویسم، پس هستم 1388/12/9

در مسیر پرپیچ و خم زندگی، غوطه ور در لایه های پنهان ذهن خود به دنبال مکانی امن برای بر زمین گذاشتن کوله بار سنگین تجربه های خود هستیم. دستاوردهای زشت و زیبا، سخت و وهمگین، ماندنی و دوست داشتنی از برای هر انسان معمولی.
نشانه های بودن را در دنیای خاموش مجازی با رساترین اصوات با هم سهیم می شویم، از خود میگوئیم ، ازترسها، امیدها، رویاها و ناگفتنیها و از هم می آموزیم و به هم می آموزانیم، افکارمان را رنگ میزنیم و در تلاقی آنها میبالیم و هویت خود را جاویدان می سازیم.
در این رهرو به یاری شما خردگرایان شتافته و محصول خود را به شما معرفی می نمائیم. Aryadad Blog، نرم افزاری هوشمند برای ایجاد محیطی امن جهت ثبت اندیشه ها، باورها، آموزه ها و معرفی خود به سایرین. در این میدان ارتباطاتمان با یکدیگر را رنگ و رو می بخشیم، دانسته هایمان را به یکدیگر یاد می دهیم ، توانایی هایمان را با شیوه ای آسان تقویت می کنیم، فرهنگ و دانش ایرانی را ترویج می نمائیم و با داشتن فضای شخصی در جهانی بزرگتر، ماندگار و ابدی می شویم  و چه آسان هم اندیشانی نه چندان اندک را با خود همراه می سازیم.

محصول مورد نظر به عنوان اولین نمونه نرم افراز مدیریت وبلاگ دارای ویژگیهای معتبر زیر است که به سادگی آن را از سایر نمونه های خارجی متفاوت می سازد.


امکانات نرم افزار:

- مدیریت یادداشت ها  (ایجاد، ویرایش و حذف یادداشت ها)
- سیستم نظرخواهی 
- لینک های روزانه
- لینک های مفید
- تنظیمات (متن عنوان و کپی رایت )
- پروفایل شخصی
- تغییر کلمه عبور
- آرشیو
- ...
Aryadad Blog
 
Aryadad Blog حافظ اندیشه های شماست
 
نرم افزار فوق توسط انجمن نرم افزارهای رایگان شرکت آریاداد با بکارگیری جدیدترین تکنولوژی روز دنیا (ATLAS, AJAX, ASP.NET 2) و بانک اطلاعاتی (Access, SQL Server) طراحی شده است.
 

 
  © 2010 All right reserved by  ARYADAD Corporation.